حمد الله مستوفى قزوينى

59

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

بكوشيم و اين بد ز خود كم كنيم * ز مردى بدين درد مرهم كنيم » چنين گفت سيّد كه : « تا از خدا * نباشد اجازت ، ندارم روا 1130 كه كس دست بر تيغ و خنجر نهد * اگر نام آرد ، اگر سر دهد » پيام آمد از پيشِ پروردگار * كه : « صبرست در كارِ دين اختيار » مناظرهء رسول « 1 » با كافران قريش چو حقّ صبر فرمودشان اندر آن * شدند چيره يكبارگى كافران براين كار كفّارِ قوم قريش * نشستند باهم ز كمّ و ز بيش ابو جهل و امَيَّه « 2 » و بو لهب * چو عُتْبَه ، چو شَيْبَه گزين عرب 1135 عُقَبَّه كه بُد بُو مُعَيْطَش « 3 » پدر * چو أخْنَس كه بُد از شَريقش گُهر دگر صخر « 4 » بن حرب و بُو بَخْتَرى * وليد مغيره بُد و زِبْعَرى « 4 » كه عبد اللّه او را پدر كرد نام * هجاىِ نبى نظم كردى مُدام چو اسود كه بودش مطلّب پدر * دگر نضر بن حارثِ خيره‌سر كه خواندى فسانه كلامِ خدا * مگر بشكند پايهء مصطفى 1140 نَبى از نُبى چون سخن راندى * برش نضرِ حارث فروخواندى كه : « رستم چنين بود و اسفنديار » * هميدون فسانه ز هر روزگار دگر عاصِ وائل كه « ابتر » به نام * همىگفت بهرِ خديوِ انام دگر هركه بُد نامور در قريش * ز سيّد دل آزرده از كين كيش سوىِ مسجدِ كعبه اين مردمان * برفتند يكبارگى آن زمان 1145 نبى را بدان جايگه خواندند * ز دين خدائى سخن راندند

--> ( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : مناظرهء قريش ( بعدا خط خورده است ) رسول با كافران قريش . ( 2 ) ( ب 1134 ) . اميّه . به ضرورت وزن شعر : أمّيّه ( به تشديد ميم و ياء هردو ) . ( 3 ) ( ب 1135 ) . در اصل : عتبه كه بدبو م ؟ ؟ ؟ طش . سيرهء ابن هشام ، طبرى ، سيرت رسول اللّه ، العبر ، گزيده [ به‌جز نسخهء ب كه « عتبه » دارد ] بالاجماع : عقبة بن ابى معيط . در متن به ضرورت وزن شعر : عقبّه ( به فتح قاف و تشديد باء ) ؛ ( مصراع دوم ) ، در اصل : احنس كه بد از شريفش ؛ سيرت : أخنس بن شريق الثّقفى . ( 4 ) ( ب 1136 ) . در اصل : صحر ؛ ( مصراع دوم ) ، در اصل : به دو ر ؟ ؟ ؟ عرى ؛ ابن الزّبعرى - عبد اللّه بن الزّبعرى . به ضرورت رعايت وزن شعر : زبعرى .